Saturday, November 28, 2009

Thursday, November 19, 2009

اول ذیحجه،

سالروز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع)

را بر همه دوستداران اهل بیت تبریک عرض می کنم.

بالاخص بر عاشقان دم در!!

فوت.....فووووووووووووووووووووت..... بازم فووووت

چیه!؟ خب دارم اسفند دوود می کنم دیگه!

بترکه چشم بد نظر ×

بترکه چشم حسود ×

همشون بترکن، دوتتا!

امروز ازووووون روزاس که من عاشقشم!

به قول عمو بامشاد ---" از دیدن جوونایی که به هم می رسن حال می کنم!"

.

یه زمونی هر شوخیی که می کردیم به ازدواج ختم می شد! از بس مبحث شیرینیه این!ا

.

آقاهه دو روز نیستش که زن گرفته... وقتی ازش می پرسین که "کجا بودین؟" برمی گرده میگه که -- " بچه ها رو برده بودم پارک"!ا

آخه جیجر من..هنوز دو روز نشده که مزدوج شدی حالا بچت کجا بید!از بس ما تبریزیها حسسساسیم به خونواده!(آز اوشاخلاری دولاندیر!! )

.

خلاصه کلام مزدوج شدن بر تازه مزدوجان جانِ جان،مبارک.

.

راستی فکر منم نباشین!

آخه قراره از عمه ی حسن آقای گل بلبل بخوایم واسمون خواب ببینه!!ا

آره دیگه....آخه حسن جون می گفتش که خواب عمش ردخور نداره! ^_^

.

شاید تو این مدت یه دختر خوب اومد واسه خاستگاریم! والا از خدا چه دیدی!

بشور بسابم که بد نیس!

بچه داریمم در حد تیم ملی هستش.

خودمم بچه آرومیم!

- دیگه چی می خواد؟!

.

-----------------------------------------

الهی راضیم به رضای تو....یا حق

Saturday, November 07, 2009




دوددووروودوووروووووووود!ا
تراختور
//
.//.//
داغلاری سوکن!ا
تراختور
///...///...///
یل یاتار طوفان یاتار- یاتماز تراختور بایراقی
دورما قاباقیندا!!! یولا قدر سن!ا
------------------
با تراکتور آینده از آن شماست!ا

Friday, November 06, 2009

سیاست در برابر صداقت دیگران خیانت است و صداقت در برابر سیاست دیگران حماقت.
دکتر علی شریعتی

Friday, October 30, 2009


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

میلاد شمس الشموس- سلطان خراسان- امام سریع الرضا مبارک

Saturday, September 12, 2009

یک چشم من اندر غم دلدار گریست
چشم دگرم حسود بود و نگریست
چون روز وصال آمد او را بستم
گفتم نگریستی نباید نگریست


گاهی عقبگرد کردن و دنده عقب رفتن بهتر از جلو رفتنه.

آرشیو وبلاگم رو مرور می کردم که پست رمضان یه سال پیشم رو دیدم. همونو دوباره میذارم اینجا چون واقعا دوسش دارم.

دلم واسه دعای ربنا با صدای استاد شجریان یه ذره شده.

برای گوش دادن به مناجات ربنا با صدای استاد شجریان اینجا کلیک کنید....التماس دعا

يك عمر تماشاي دري خون آلود/

ياد آوري حادثه اي سرخ و كبود/

كم كم به علي بال پريدن ميداد/

اي تيغ نيازي به حضور تو نبود/

-------------------

(فروافتادن در مقابل الله تنهاراه برخواستن است) /ميان سجده سبز سحرگاهان، اگر بر خاطرت رد شدخيال من،دعايم كن...

-------------------

زندگی شاید ان چیزی نباشد که انتظارش را داشتی ، ولی حال که دعوت شدی تا میتوانی زیبا برقص.

-------------------
ز مردم دل بكن ياد خدا كن . خدا را وقت تنهايي صدا كن . در آن حالت كه اشكت مي چكد گرم . غنيمت دان و ما را هم دعا كن
------------------------
مارا به دعا کاش فراموش نسازند
رندان سحر خیز که صاحب نفسانند
----------------------------------
گويند كريم است و گنه مي بخشد......گيرم كه ببخشد زخجالت چه كنم
---------------------------------------------
شرمنده از آنيم که در روز مکافات/اندر خور عفو تو نکرديم گناهي
-------------------------------------------------------
یا رب ز تو امروز عطا می طلبم
هشیاری و بخشش خطا می طلبم
مقبولی روزه و نماز و طاعات
از درگه لطفت به دعا می طلبم


Thursday, August 13, 2009

کارآموزی2


بعد از یکم بدو بدو کردن رسیدم به اتاق مسول کارگزینی .


الان وایستادم جلوی میزش.


داره با تلفن صحبت می کرد "نه از دانشگاه آزاد کارآموز قبول نمی کنیم! "


صحبتش که تموم شد با نیمچه پوزخد محترمانه ای گفتم سلام، منم واسه کارآموزی اومدم.


پسر آقای فلانی هستم. بابام زنگ زده بودش!


گفت: بله. واسه فرزند همکار مشکلی نیستش و ..


گفتم: با آقای شهبازی صحبت کردم ولی من رشتم الکترونیک هستش.


اینجا واسه رشته و تخصص ما کاری واسه یاد گرفتن هست؟!


جواب داد: کار خاصی نیستش...


یعنی میرم وقت گذرونی!


کاری که 4سالِ دارم انجامش میدم!!


-گفتم بخش نگهداری یا تعمیرات چی؟


-گفتش که تعمیرات رو میفرستیم تهران!


-گفتم یه جایی بجز این ساختمان مرکزی هم نیستش من برم اونجا ؟!


خلاصه جور نشد.


... داشتم از ساختمون خارج میشدم که یادم اومد آقای راشدی همونجا کار میکنه.


ایشون از استادای خودمون هستن. با هاشون دوتا درس مدار منطقی و معماری کامپیوتر خونده بودم. یه مرد نازنیه بیا و ببین!


رفتم پیشش و قرار برین شد که از شنبه آینده برم بخش موبایل.


----------------------


چند روز بعد دوستم زنگید که کارآموزی "تابلو برق" رو واست و ریس کردم!!!


آخه اینو الان میگن؟!

کارآموزی 1

واسه کارآموزی قرار شد برم شرکت مخابرت

به سفارش بابام رفتم پیش آقای ×

`

-سلام، بنده فلانی هستم ، بابام گفتش بیام خدمتتون.

با خوشرویی تحویلم گرفت و با خنده گفت: "تو کجا بودی؟ " یعنی تا حالا ندیده بودمت

خلاصه قبول کرد که برم پیش خودش...

`

-گفتم.. راسیتش می خوام کار یاد بگیرم.اگه بیام اینجا چیزی یاد میگرم؟!

-گفت...بستگی به خودت داره. من اینجا مسول کامپیوتر هستم با هم می ریم سایت و یه چیزایی یادت میدم.

!!!! کامپیوتر!!!!

`

بابا به من که دانشجوی کامپیوتر نیستم!!!

مُردم از بس با این کامپیوتر کار کردم.

توی خونه کامپیوتر، توی مهمونی کامپیوتر ، تو دانشگاه کامپیوتر، تو محله کامپیوتر، ... یه غلطی کردیم و کامپیوتر بلد شدیماا.اصلا این گامپیوتر یعنی چه!؟

حالا هم مثل مُنگلا باس بشینیم سرکلاس درس اختیاری " آشنایی با کامپیوتر".

استاد، ادامه درس رو من بگم؟!